تبليغاتX
زرتشت

کعبه منسوب به زرتشت ؟

دراستان فارس وشمال مرودشت، نزدیکی های تخت جمشید درمنطقه نقش رستم، بنایی مکعب شکل وجود دارد که هربیننده ای رابه یاد قبله مسلمانان یعنی کعبه ومسجدالحرام می اندازد به همین دلیل برخی بدون دلیل وصرفا به خاطر این که دردوره ساسانیان مردم ایران زرتشتی بودند وبنای یاد شده هم شبیه کعبه هست، این بنارا کعبه زرتشت نامیده اند ؛اما هرکس که اندک آشنایی با تاریخ ایران زمین داشته باشد درذهن خود بااین سوال ها مواجه خواهد شدکه:

  1-کارکرداین بنا درآیین زرتشت چیست ؟ دراین آیین هیچ گونه مراسم وشعائری که بااین بنا درارتباط باشد ،ثبت نشده ودرمنابع اصیل زرتشتی جایگاه خاصی برای آن تعریف نشده است .

 2-نمونه دیگری ازکعبه منسوب به زرتشت درمنطقه مادرسلیمان( که امروزه پاسارگاد نامیده می شود)،وجود دارد که نصف آن فروریخته است؛ پس باید به این سوال پاسخ داد :این دو کعبه چه کاربردی داشته اند که سه تانشده اند ویا یکی از آنها نمی توانست انجام دهد ؟

 3-چرا این دوبنا را درکنار قبور پادشاهان هخامنشی ساخته اند، ولی درمناطق دیگر ازاین گونه بناها خبری نیست ؛مگردیگرپادشاهان به این بنا اعتقاد نداشتند ؟

4-چرا فقط شاهان هخامنشی رادرمقبره های فاخر دفن کرده اند، ولی ازقبور شاهان ساسانی که درزرتشتی بودن آنها شکی نیست اثری وجود ندارد ودرکنا رکعبه منسوب به زرتشت دفن نشده اند؟

 5- از نظر معماری هیچ شباهتی بین آتشکده های زرتشتی وکعبه منسوب به زرتشت وجود ندارد این گسستگی وعدم شباهت چه معنایی می تواند داشته باشد  .

 

اما اینکه این بنا منسوب به کیست؟ و در ایران باستان چه کارکردی دارد ؟  در مطلب دیگری به آن اشاره

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:3 |

آیا آیین زرتشت آیین جهانی بوده است

دراصطلاح علم ادیان برخی از ادیان به دلیل این که تمام مردم جهان رامورد مخاطب قرارد  ودرمناطق مختلف پيروان زيادی پيداکرده اند، جهانی ناميده مي شوند ؛حال اين سوال مطرح است آیا بااین معیارها می توان آئين زردشت را آئينی جهانی نامید

 از نظر تاریخی مطمئن هستیم که زردشت تنها مردم آریائی را مورد خطاب قرار داده وتمام پیروانش ازنژادهندو اروپایی  بوده اند وباوجود اقوام مختلف دراطراف فلات ايران مثل اقوام عرب ،عبری ،سریانی ،ارمنی ، ترک ،خزر و....هیچ یک ازآنان پیرواين آئین نشده اند.

این امر به دلیل نظام طبقاتی حاکم برجامعه زرتشتی امری طبیعی به حساب می آمده وبرزگان این دین که خودراآریائی یعنی شریف ، واقوام مغلوب را دیومی نامیدند هرگزدر صدد تبلیغ آئین خود برای سایراقوام برنیامده اند.

بنابراین نه تنها نمی توان ائین زرتشت را جهانی نامید بلکه خودآنها نیز چنین ادعایی نداشته اند وتنها برخی از مخالفین اسلام که از نظر اطلاعات تاریخی فقیر هستند سعی می کنند باطرح مباحث نژادی بین اقوام ایرانی که برمحور دین اسلام گرد آمده اند، تفرقه ایجاد کرده،به مطامع خود دست پیدا کنند     

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 10:16 |

زردشت و اويستا

 تاريخ حقيقي تولد زرتشت بسيار مجهول است. آن گونه که نقل شده زردشت بعد از ساليان متمادي به حقيقت پي برد و دانست که همان گونه که روز و شب، و تاريکي و روشني باهم آميخته شده اند، خير و شر نيز به هم آميخته اند. او دريافت که دو نيرو بر جهان حکومت مي کنند يکي خير و ديگري شر.

برای او مکاشفات، کرامات و معجزات عجيب و اغراق آميزی نقل شده است مثلا گفته شده که چون زرتشت در آن انجمن آسماني و جايگاه برين وارد شد، ساية او محو گرديد؛ زيرا پرتو تابش فرشتگان و اشعة درخشان ارواحِ علوي در پيرامون او، وجود او را چنان مستغرق نور ساخته بود که سايه اي باقي نماند.

ديني که ايشان تعليم فرمود، يک آئين اخلاقي و طريقة يگانه پرستي است. او خداي معبود و متعال دين خود را اهورا مزدا لقب داد يعني «خداي حکيم». و بدون شک «اهورا مزدا» را همگي خداي عالَم و خلّاق و نظام طبيعت مي دانسته اند.[1]

کتاب اوستا پيام زرتشت است که مجموعاً داراي هزار فصل و 21 کتاب بوده و اوستاي فعلي عبارت از پنج دفتر است: 1- يسنا  2- ويسپرد  3- ونديداد  4- يشت  5- خورده اوستا


[1]- ايزدپناه، مهرداد، آشنايي با دين زرتشت، ص 45.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389 و ساعت 10:58 |

فرقه های مجوسيت

زرتشت بنيان گذار آيين مجوس نبوده و اين آيين توسط پيامبر ديگري تبليغ شده است.پس آيين مجوس و زرتشت مترادف هم نيستند.

بسياري از مردم دين زرتشت را با ساير اديان ايران باستان اشتباه مي گيرند و اين در حالي است كه مي توان اديان باستان را به دو گروه و يا بهتر بگوييم به دو دين  ثنويه و مجوسيت دسته بندي كرد: مانويه،  مزدكيه، ديصانيه، مرقوينه و كينويه از فرقه های ثنويه و كيومرثيه، زروانيه، مسخيه، زرادشتيه از فرقه های مجوسيت به حساب مي آيند.

كيومرثيه اصحاب كيومرث به دو اصل يزدان و اهرمن معتقدند و  زروانيان، زروان را  منشاء هستي می دانند و معتقدند كه زروان براي مدت هزار سال قرباني كرد كه صاحب فرزند شود. در باره مسخيه اطلاعاتی در دست نيست

و زرداشتيه پيروان زرتشت را گويند كه نام پدرش پوروشسب يعني دارنده اسب پير، نام مادرش دغدو يعني دوشنده گاو ماده و نام خاندان وي سپيتمه يعني سپيد نژاد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389 و ساعت 10:49 |

آيا در كيش زرتشت حجاب وجود داشته است ؟

در حالي كه در جهان بدحجابي و بي حجابي شيوع پيدا كرده و در اثر همين كار، فساد و بي بندوباري، بسياري از كشورهاي دنيا را فراگرفته، عده اي گمان مي كنند كه حجاب مخصوص دين مقدس اسلام است ،ولی اين توهم صحيح نيست. زيرا آن چه به طور خلاصه مي توان گفت آن است كه: تمام ملل و مردم جهان، زنانشان داراي حجاب بوده اند اگرچه در كيفيت پوشش فرق داشته اند.

با كندوكاو در تاريخ ايران باستان ، چنين بدست مي آيد كه زنان ايران از ديرباز حجاب و اخلاق نيكو و پاكدامني شان زبانزد همه بوده است و اين حقيقت نيز روشن مي شود كه با ورود اسلام به ايران، حجاب وارد ايران نشده است، بلكه بانوان ايران از قديم الايام حجاب داشته اند.

ويل دورانت دربارة حجاب زنان ايران مي نويسد:

در نقش هايي كه از ايران باستان برجاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود.[1] اين نقشها نشان مي دهد كه زنان داراي حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.

نويسندة كتاب پوشاك باستاني ايرانيان در اين رابطه مي نويسد:

تاريخ نويسان دربارة پوشاك آن زمان اكثراً به سكوت گذرانده اند.با اين وصف از روي برخي نقوش كه از آن زمان به جاي مانده، به زناني از اين دوره بر مي خوريم كه از پهلو بر اسب سوارند، اينان چادري مستطيل بر روي همة لباس خود افكنده اند و در زير آن يك پيراهن دامن بلند، و زير اين نيز يك پيراهن ديگر بلند تر تا به مچ پا نمايان است.[2]

با اين حال لباس مذهبي زرتشتيان در حال حاضر نشان دهندة وجود حجاب در دين زرتشت است. زرتشتيان داراي جامه ويژة مذهبي هستند كه هر فرد پسر يا دختر، پس از رسيدن به سن پانزده سالگي، بايد آن را به تن نمايد. بگونه اي كه نپوشيدن آن جامة مذهبي باعث ايجاد ديو «در وج ناسو»[3] شمرده است.

اين لباس «سدره و كُشتي» نام دارد و كيفيت آن، كه مي تواند پوشش كاملي براي زنان به حساب آيد. تمام بدن را مي پوشاند. و از نظر زرتشت بر هر يك از مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادي و نيايش، سر خود را بپوشانند. بنا به گفتة مؤبد «رستم شهرزادي» پوشش زنان بايد به گونه اي باشد كه هيچ يك از موهاي سرزن از سرپوش بيرون نباشد درخرده اوستا به طور صريح چنين آمده است:

«همگان نامي ز تو برگوييم و همگان سر خود را مي پوشيم آنگاه به درگاه دادار اهورا مزدا نماز مي كنيم»[4]


[1] . ويل دورانت، تاريخ تمدن، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1365، ج1، ص434.

[2] . به نقل از بهشت جوانان، همان، ص284.

[3] . در وج ناسو، نام ديو ناپاكي است كه تماس وي براي انسان بسيار خطرناك است و عواقب وخيم دارد و هنگام جداشدن روح از بدن به انسان حمله مي كند.

[4] . به نقل از: محمدي آشنايي، علي، حجاب در اديان، نشر ياقوت، چاپ دوم، 1378، ص135.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 و ساعت 10:14 |

تفاوت ثنویت زردشتیان« یزدان و اهریمن» و عقیده اسلام به «خدا و شیطان»

در عقيده زرتشتيان يزدان نام فرشته‌اي است كه فاعل خير است،آنها قائل به ايزدهايي هستند و اهورا مزدا مافوق همه ايزدان می باشد

شیطان در كيش زرتشت به نام اهريمن آمده كه فاعل شرّ در مقابل يزدان كه فاعل خير است مي‌باشد.

به عقيده مسلمانان خالق هستي فقط خداوند تبارك و تعالي است، اوست كه همه هستي را خلق كرد و هر لحظه نعمت وجودي خلقت را به مخلوقات افاضه مي‌كند، و شيطان موجودي از موجودات و مخلوق خداوند است.

پس در دين اسلام خداوند خالق همه هستی است، اما در كيش زرتشت اهورا مزدا  فقط خالق خوبي‌ها است . در دين اسلام شيطان مخلوق خداوند است، اما در كيش زرتشت اهريمن خالق بدي‌ها است و در مقابل اهورا مزدا قرار داشته و با او به ستيز بر مي‌خيزد، وقتي كه سست مي‌شود و مي‌افتد، اطرافيان او را تشويق مي‌كنند كه برخيزد و بستيزد، دختر اهريمن كه بسيار زيبا است مي‌آيد و پدرش را تشويق مي‌كند و اهريمن براي ستيز بر مي‌خيزد.

در دين اسلام خداوند خالق همه كائنات و موجودات، حتي شيطان است و شيطان تحت امر خدا است و نمي‌تواند هر كسي را اغوا كند، در فرهنگ اسلام كار شيطان وسوسه است. امّا در كيش زرتشت اهريمن تحت فرمان اهورا مزدا نيست؛ پس خداوند و اهورا مزدا «يزدان»، شيطان و اهريمن در دين اسلام و كيش زرتشت تفاوت ريشه‌اي و عمده دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 و ساعت 13:40 |

پيامبری زردشت

پيش از آيين زرتشت، ايرانيان آتش را به عنوان تجلّي آلهه ستايش مي‏كردند و فروزندگان آتش را كه به منزله روحانيون بودند، آذر بانان مي‏خواندند و همچنين خورشيد و ماه و ديگر اجرام نوراني سماوي يا ستارگان و چشمه‏ها و ديگر مظاهر طبيعت را ستايش مي‏نمودند و حتّي به عقيده برخي از دانشمندان، پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك از جمله احكام آن دين بود و نيز به آلهه نيك و بد يا دو نوع خدايان خير و شر عقيده داشتند.

حقيقت اين است كه اگر اسلام، آيين مجوس را از جمله اديان واقعي الهي كه انحرافاتي در آن پديد آمده، معرفي نمي‏كرد و با آنان مانند اهل كتاب برخورد نمي‏كرد، براي ما بسيار مشكل بود آيين مجوس را به عنوان يكي از اديان الهي بشناسيم،

پيروان آيين زرتشتي اعتقاد دارند كه «آهورا مزدا» به زرتشت وحي فرستاده و مأمور تبليغ آيين مزده يسني در ميان هموطنان و جهانيان گردانيده است. علاوه بر اين، به نظر آنان زرتشت اوّلين پيام‏آور جهان و اولين رزم آزما و نخستين پيشواي ديني است.

اغلب محققين عقيده دارند: زرتشت بنيان گذار يك آيين و به عبارت بهتر يك رفورم در عقايد مذهبي ايرانيان باستان است كه در اين نو سازي مذهبي ابتدا به مخالفت بزرگان مزدايي سابق آن دوره كه از خرافي بودن مردم استفاده مي‏كردند و به طفيل آنان زندگي مي‏نمودند، بر خورده است. ولی بر نبوت و پيامبری او دليلی وجود ندارد.


 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 و ساعت 10:27 |

شخصیت زردشت

در مورد شخصيت‎ها و چهره‎هاي تاريخي كمتر كسي را مي‎توان يافت كه مانند زرتشت چهرة معمائي و مبهمي داشته باشد. شخصيت حقيقي او آن قدر تاريك و مبهم است كه برخي از پژوهش‎گران او را اختلافي‎ترين چهرة تاريخ مي‎دانند چرا كه هم در تاريخ تولد و هم در محل تولد او اختلافات و ضد و نقيض‎هاي فراوان به چشم مي‎خورد كه اصلاً قابل جمع نيستند و هم در شخصيت واقعي او مباحث و داستان‎ها و اقوال متفاوت و متضادي وجود دارد.

به همين جهت گروهي از محققان و نويسندگان در تاريخي بودن شخصيت وي ‎شك و ترديد دارند و شخصيت او را نيز مانند جمعي از بزرگان و قهرمانان ادوار باستاني، افسانه‎اي دانسته‎اند. ولي غالب محققان و دانشمندان معتقدند كه زرتشت وجود تاريخي داشته و مولود افسانه و يا زائيدة ساساني نيست.

در مورد تاريخ پيدايش زرتشت اختلاف آراء و روايات تاريخي به قدري شديد است كه اصلاً نمي‎شود بين آنها جمع كرد اين اقوال از 600 سال قبل از ميلاد مسيح تا 6000 سال پيش از ميلاد دور مي‎زند.

به هر حال در قرآن مجيد هيچ جا سخني از زرتشت و پيامبري او و يا كتاب اوستا كه منسوب به اوست نيامده است. لكن تنها يك بار لفظ «مجوس» در قرآن آمده است و واژة المجوس در زبان عربي به زرتشتيان اطلاق مي‎شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 و ساعت 10:11 |

خدا در آيين زدشت

 از دير زمان تا كنون بين دين شناسان اختلاف وجود داشته كه آيا دين زرتشت آيين توحيدي است، يا آيين مبتني بر ثنويت و دوگانگي است؟ اكنون هم نظريه مسلمي در اين باره وجود ندارد؛ زيرا در «أوستا» شواهدي بر هر كدام يافت مي‏شود.[1]

و نيز شواهدي هم وجود دارد كه زرتشتيان ابتدا خدا پرست بوده اند و حتّي قبل از زرتشت هم موحد بوده و آيين آنها جزو اديان توحيدي محسوب مي شده است. اين اعتقاد به توحيد بعد از ظهور زرتشت ادامه يافت و وي نيز به عنوان منادي توحيد به تبليغ آيين خود پرداخت.[2]

در عين حال مجوسيان معتقد هستند كه براي تدبير عالم دو مبدأ است، يكي مبدأ خير و ديگري مبدأ شر. اوَلي نامش يزدان و اهورامزدا و ديگري اهريمن است و يا اوَلي نور و دومي ظلمت است. كلمه «اهورا مزدا» در ابتدا مترادف كلمه «الله» بوده و لكن در اثر تحريفاتي كه در دين زرتشت به وجود آمده است، معناي اصلي خود را از دست داده تا جايي كه مسلمين حاضر نشده اند كه كلمه «الله» را «اهورا مزدا» معني نمايند. از آنچه گذشت بدست مي آيد كه زرتشتيان در ابتدا خدا پرست بوده و «اهورا مزدا» را بدون اين كه براي او شريكي قائل باشند، مي پرستيده اند. و از اين رو جزو اديان توحيدي محسوب مي شده اند. امّا بر اثر عواملي گرفتار ثنويت شده و مبدأ عالم را دو چيز بنام يزدان و اهريمن شمرده اند.



[1] . أوستا، بخش يسنا، هات 30، بند هاي 2-8.

[2] . مشكور، محمد جواد، خلاصه اديان، شرق، چاپ چهاردهم، 1369ه‍ ، ص 97.

+ نوشته شده توسط اهورا در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 و ساعت 10:0 |

حمايت از نظام طبقاتي

يكي ديگر از مشخصات آيين زرتشتي حمايت از نظام طبقاتي مي‌باشد. در دوره ساسانيان كه دين زرتشتي دين رسمي و مورد حمايت دولت بود، مردم به طبقات مختلفي تقسيم شده بودند كه هيچ يك نمي‌توانست از طبقه خود به طبقه بالاتر برود. و اصول و نظامات طبقاتي به شديدترين وجهي در آن اجرا مي‌شد. مسعودي در مروج‌الذهب مي‌نويسد: «اردشير بن بابك سرسلسلة ساسانيان مردم را هفت طبقه قرار داد». و البته اين قانون اجتماعي از سوي متوليان دين زرتشت يعني موبدان به شدت حمايت مي‌شد و حتي در مورد آتشكده‌ها هم مورد اجرا قرار مي گرفت و آتشكده‌اي به شاهان و شاهزادگان اختصاص داده مي‌شد و آتشكده ديگر براي موبدان تعيين مي‌گشت و آن ديگري به مردم عادي اختصاص مي‌يافت و بدين ترتيب نظام طبقاتي حتي در مسائل مذهبي هم رعايت مي‌شد. و همه اينها ريشه در نژادپرستي و به تعبيري خون‌پرستي داشت، زيرا زرتشتيان دوره ساساني اهميت زيادي به پاكي خون خاندان‌ها مي‌دادند.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 12:40 |

دفن نكردن مردگان

زرتشتيان به جاودانگي روح عقيده دارند آنان مي‌گويند: روان پس از ترك جسم تا روز رستاخيز در عالم برزخ مي‌ماند، هم‌چنين آنان به صراط، ميزان اعمال، بهشت و دوزخ معتقدند.[1] با اين همه مانند مؤمنين به ساير اديان الهي مردگان خود را دفن نمي‌كنند، بلكه اجساد مردگان خويش را در درون دخمه يا برج خاموشان، قرار مي‌دهند، تا خوراك پرندگان گوشت‌خوار شوند.[2] اين عمل كه يكي از نشانه‌هاي بارز زرتشتيان است به دليل افراط در تقديس خاك و آب و آتش، به وجود آمده است آنان به گمان اين كه دفن مردگان موجب آلودگي خاك مي‌شود از دفن آنها خودداري مي‌كنند و بر ناكارآمدي دين خود در ارايه برنامه صحيح زندگاني، صحّه مي‌گذارند.البته امروزه تحت فشار مردم که از عدم دفن مردگان آسيب می ديدند مجبور به دفن مردگان خود شده اند


[1]  . توفيقي، حسين، آشنايي با اديان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص 66.

[2]  . تاريخ جامع اديان، ص 482.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 12:38 |

ازدواج با محارم

يكي ديگر از خصوصياتي كه در بيشتر كتابها به زرتشتيان نسبت داده شده، ازدواج با محارم (يعني خواهر، مادر و دختر) است و در تاريخ نيز به اين امر اشاره شده است كه برخي از پادشاهان و بزرگان زرتشتي با محارم خود ازدواج كرده‌اند.

«در كتابي كه آن را به «نيك شاپور» از دانشمندان زمان خسرو اول نوشين‌روان نسبت داده‌اند و شرحي از معراج روح است، چنين آمده است كه در آسمان دوم روان‌هاي كساني را ديده است كه «خويتك دس» (ازدواج با محارم) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاي دوزخ، روان زني را گرفتار عذاب جاوداني ديده، زيرا كه «خويتك دس» را بهم زده است...».

هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت، وجود نداشت، ولي بعدها به اسم دين چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آورده‌اند، چنان كه يعقوبي مي‌گويد: «ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج مي‌كردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت مي‌دانستند».

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 12:31 |

تقديس آتش

يكي از نشانه‌هاي زرتشتيان، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكده‌هاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر مي‌كنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش، باعث شده كه عده‌اي آنان را آتش‌پرست بنامند.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 12:3 |

يگانه پرستي يادوگانه  پرستي؟

هر چند آيين زرتشت را مي‌توان اصالتاً ديني توحيدي ناميد، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستي بر اين آيين غلبه كرد و «انديشة توحيد كه زردشت تعليم مي‌داد نيز دست‌خوش تغييراتي گرديد».[1] و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند. با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌پرستي، شايسته مؤمنين زرتشت مي‌شد. زرتشتيان گمان مي‌كردند با استناد بدي‌ها و شرور به اهريمن به تنزيه و تقديس اهورامزدا پرداخته‌اند، ولي نمي‌دانستند كه اين اعتقاد آنان را به شرك نزديك مي‌كند. گذشته از انتقادها و ايرادات فلسفي بر وجود دو خالق مستقل، تفكيك بين مخلوقات اين دو خالق نيز چندان ممكن نيست و شروري را كه عدم مطلق يا عدم نسبي هستند، نمي‌توان مخلوق دانست در واقع آيين زردشت با اين ثنويت كه دچار آن شده در تبيين و توضيح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نمي‌تواند تبييني روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از كجا آمده‌ايم، پاسخ روشن ومستدل بدهد.

 قرآن کريم بطلان ثنويت را اين گونه اعلام مي کند: «اگر در زمين و آسمان خداياني جز خداوند يگانه بود زمين و آسمان به فساد کشيده مي شد، و نظام جهان به هم مي خورد پس منزه است خداوندي که پروردگار عرش است از آنچه آنها توصيف مي کنند».[2] و نيز مي فرمايد: «و هر کس معبود ديگري را با خدا بخواند، و مسلما هيچ دليلي بر آن نخواهد داشت حساب او نزد پروردگارش خواهد بود».[3]

[1]  . بي‌ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370، ص 468.

[2]. انبياء / 22.

[3]. مومنون / 117.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 12:2 |

آئين زرتشت رابشناسيم

ايرانيان قبل از زرتشت پيرو ديني بودند كه از آن تعبير به آيين مجوس مي‌شد. بعدها شخصي به نام «زرتشت» در ميان مجوس قيام كرده و به اصلاح آيين مجوس پرداخت. مؤلف تاج العروس مي‌گويد: «مجوس بر وزن صبور مردي بود با گوش‌هاي كوچك كه براي ملت مجوس ديني وضع كرد و مردم را به آن فرا خواند. به طوري كه بعضي‌ها گمان كرده‌‌اند، او «زردشت» فارسي نيست؛ زيرا زردشت بعد از ابراهيم بوده در صورتي كه مجوس دين قديم است و زردشت بعدها آن را تجديد كرده و تغييراتي داده است»

طبق بيان فوق زردشت مصلحي بوده كه در ميان مجوس ظهور كرده و آيين زردشت در ادامه و طول آيين مجوس و از شاخه‌هاي آن است كه با گذشت زمان گسترش يافته و جايگزين و تنها قرائت از دين مجوس شده است و امروزه از آن تعبير به دين زردشتي مي‌شود. اين دين سرنوشتي پر فراز و نشيب دارد و چون زماني به شدت مورد حمايت حكومت ساساني بود، گسترش فراواني يافت، اما بعد از سقوط اين دولت و ورود اسلام به ايران درمقابل معارف وآموزه های اسلام سخنی برای ارائه نداشت وارکانش ناگهان فرو ريخت و آثار كتبي و ماندگار چنداني از خود به جا نگذاشت و آن چه از اين آيين به جا مانده، بسيار پراكنده و مبهم و گاهي نامفهوم است که بيشتر آنها درسده های اخير بازسازی شده است .

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت 11:50 |